تبليغاتX
فانوس اشک
حرفهای من وقتی که اینطرف دانشگاه هستم با خودم
جمعه چهاردهم تیر 1387 ساعت 20:27

سلام

این روزا اینقدر بهم گفتن لوس که داره خنده ام میگیره

نباید بهم بگن لوس

تو تمرین  تیر اندازی خیط کاشتم  

نترسیدم که بهم بخندن

خواب آلود اومدم

و چشم بسته تیر زدم همش خراب شد و خنده های احمفانه ی تیم هم آورا شد  روم 

خنده دار گفتم خوابم میاد و یه احمق احمقانه یه پارچ آب یخ پاشید روم

کاری که  سه روز پیش هم کرد اما دو روز پیش نگفتم که چقدر تب و لرز کردم

و حالا

احساس بدی دارم

سرم درد میکنه

خیلی تنهام

و حوصله هیچی ندارم .ور رفتن با کلمات و به رخ کشیدن اینکه من کلاس عروض قافیه رفتم و بیست شدم فایده نداره .بیشتر کسل میشم

در نهایت اینه که  به نهایت آراستگی لغات میرسم و یادم  میاد که بریان تریسی قشنگ تر گفت جهان اطراف شما معادل فیزیکی جهان درون شماست بدون اینکه کسی رو زنده به گور کنه و دوباره درش بیاره و بعد ناخودآگاه زمزمه کنم : من برای زنده بودن
جستجوی تازه می خواهم


کاری که دیشب کردم اما به خودم میگم تکرارش نمیکنم

حدالقل الان برای زنده بودن جیزی نمیخوام

پس اجازه میدم

جهان معصوم تار و یخ بسته درونم

همونجا خاموش بمونه و باز  بگذره

مثل این دو سالی که گذشته و من هیچی نگفتم

حالا هم که یاد گرفتم بگم نمیگم نمیخوام به افکار منفی قدرت بدم

اونها یخ بستند بهتر

تا وقتی که گرم و جاری نشدن مشتاق دیدارشون  نیستم

 

الان مهدی ( همون الاغی که خیسم کرد) گفت  خیلی مزخرفی  

میخوام بگم

آره من مزخرفم که 18 سالمه اما با شما ها مسابقه میدم و هزار بار میبازونمتون  رکورد جهان هم میشکنم . خواب آلود میام چون شب عروسی دوستم بوده باید خیط نکارم و گرنه مزخرفم و هیچی بچه نیست .

چقدر من دل خوشم فکر میکنم خوشحال کننده هست که قهرمان المپیک 2016 (خداکنه) رفیقو هم باشگاهیشون بوده

خیلی ساده فکر میکنم حسادت وجود نداره !

 

خیلی آدما زود خودشون رو بزرگ میبینن

و خیلی زود هم فراموش میکنن که هیچی نیستن

 

میخوام شعر بنویسم اما نمی نویسم واسه چی گفتم اول این پست !

نباید بهم بگن لوس تا احمد رحیمیان اینبار دوباره دستمو بگیره ببره بالای آنا ( ساختمون بزرگه رو به روی اتاقم ) و بگه میخوای گریه کنی اینجا گریه کن بپر پایین . بگه اگه فکر میکنی بزرگ شدی هیچ فرقی نداره گریه کردن با خودکشی

اگه هم بچه ای پس فراموش کار هم باش  !

 

باید 4 شنبه داد میزدم میگفتم احمق 12 روزه که عمل کردم

تا دوباره خیسم نکنه

باید میگفتم احمق تو فکر میکنی از همه بیشتر میفهمی منم تاییدت میکنم

آره تو خیلی .......

اصلا  همه احمق هستن همه آنتیک و زوار در رفته هستن فقط تو هستی که میفهمی و سوال های قشنگ داری

تا اینجوری دیگه بهم نگه لوس

موافقید ؟!

 

(خودم موافق نیستم احمد نه به پریدن از آنا فکر میکنم نه گفتن اونا--فقط جمله پایین رو میگم . از اینکه بهم میگن  لوس خنده ام میگیره )

 

زندگی ایده آل خود را از تمام جوانب در نظرتان مجسم کنید . آن تفکر را در ذهنتان داشته باشید تا به واقعیت بپیوندد .

نوشته شده توسط . | موضوع: | لینک ثابت |
شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 19:58

سلام

من اومدم

و نمیدونم چطوری شروع کنم

نه شعری از تنور در اومده دارم

نه میخوام اینجا به مثلث شارژ ( محمود الهام و فاطی ) گیر بدم

فقط اومدم . .

همین جوری شاید الکی

هنوز این نوشته های منه این طرف دانشگاه با خودم

خیلی میخوام

کتیبه مهر بنویسم

یا توی اتاقم با نوشته هام

دوستامو دیوووووونه کنم

اما بلد نیستم

 

فعلا که دارم اینجا

پشت دانشگاه

با خودم

فانوس اشک مینویسم

 

 

لنگان لنگان

با عصا و کلی دارو

یک پاکن به گردن آویزون

چندتا مداد و پاکن تو جیب

با یه عینک اضافی

 

کنکور خوب بود

اگه بشه به یک دهم تلاشم گفت خوب

خوب بود ...

تنها برداشتم از روزی 16 ساعت جون کندن فیزیک بود که فکر کنم 100 بزنم

هرچند که ممکنه تا سال دیگه حرفای من اینطرف دانشگاه باشه با خودم

چون نکه خیلی پر توقع هستم

خیلی هم بد انتخاب رشته خواهم کرد

فقط پزشکی

فقط تهران

 

انگار من اصلا خاطره ننوشتم تا حالا

حداقل تو وبلاگ از این کارا نکردم

نمیدونم چرا

 

نه مثل یه مجموعه اتم که بیخیال

با ساک

گذر نامه

دعای خیر من

و یه خورده پول

 

سفر خوشی داشت به کربلا

و کلی هم خاطره نوشته که میخوام بخونم

همشو

شاید 250 صفحه نوشته

 

از کنکور موند

اما انگار براش مهم نبوده

خلاصه خوبه که هنوز خودشو نکشته

 

از وقتی کنکور دادم از بس چت کردمو کامنت و ایمیل دادم مچ دستم سندروم تونل ناپرال گرفته

 

دوستای ریاضی فیزیکی که الاف آزادن هنوز  

بعضی هاشون هم خیلی ناراحت دمغ گرفته کشتیا غرق ....

 

به اینا میگن خاطره ؟!

 

خوب میگم ...

 

داشتم

لنگان لنگان

با عصا

میرفتم کنکور بدم

یکی گفت باید از کدوم طرف بریم

یکی دیگه گفت از همین طرف که همه میرن

فرزاد گفت: همه وقتی آقا هم میاد میرن استقبال

همه وقت رای گیری میرن رای میدن

و همه هستن که از احمدینژاد استقبال میکنن

همه

همه

همه

بده من کارتتو ببینم سالنت کجاست

 

 

بعد مشخص شد که اووووووووووووووووووووو

این آقا نباید با همه بیاد

کلی هم اشتباه اومده زبون بسته

 

خلاصه یه بار فرزاد با مسخره بازیش یه کار مفید کرد

و اون بنده خدا به کنکور رسید

 

چشمها همچنان بسته است

گوشها همیشه باز میماند

و در کناره های تاریک جهان

جاده ها همچنان بی مقصد

و ره رو خسته از بار سنگین تن است

 

از شر کوشینگ خلاص شدم

عمل کردم

موفقیت آمیز

اما درد ناک

وقتی میخواستم برای اولین بار راه برم درد خیلی شدید داشتم

از درد گریه کردم

و با دارو بیهوش

 

در حالی که داشتم کم کم بیهوش میشدم

به خودم میگفتم

سه سال پیش

وقتی زندگیم تشکل شده بود از سه عنصر

تشنج

نبودن

درد

هیچ وقت به خاطر بیماریم گریه نکردم

این درد ها خیلی موجودات بی تعهدی هستند

خیر سرشون باید آدمو قوی کنن

اما من که ضعیف شدم

و به خاطر درد گریه کردم ... .

 

راستی یادم نبود بگم

شب قبل عمل مثل اینکه یه بار هم مردم

و خط نوار قلبم صاف شد

دوستم میگه

ضربان قلبم رفت بالا

خیلی زیاد

و بعد یه دفعه قطع شد

که با cpr و الکترو شک برگشتم

 

اصلا قضیه این شد که من خوب بودم تا حدی

 

رفتم کنکور آزمایشی

سر جلسه یارو مراقب رفت دستشوی !(چه ربطی داشت )

بعد وقتی کنکور تموم شد کم کم هی ضربان قلبم تند شد

رفتم یه بیمارستون خراب شده

یعنی دوستم برد منو

اونجا بیهوش شدم

یا خوابم برد درست یادم نمیاد

وقتی بیدار شدم  واییییییییییییییی

موهامو کوتاه کردن

خیلی هم بی نظم

بعد

کلی با ترس فرار کردم

رفتم یه جای بهتر

البته با این تفاوت که جای قبلی اصلا کسی جواب آدمو نمی داد

اینجا جواب میدادن ولی مثل رگ خالی میبستند

 

خلاصه اول تشخیص دادن خون ریزی مغزی دارم

بعد گفتن خون ریزی مهم نیست و خیلی کمه باید فوق کلیه هات عمل بشه

و تومور فکوسئوزوم (درست یادم نمیاد یه چیز تو این مایه ها ) از نوع خیلی نادرش دارم

 

و با عمل خوب میشه نیاز به شیمی درمانی هم نیست

منم که معذور و مجبور !

 

البته ده دقیقه بعد قبل بیهوشی گفتن

 

وقتی دکتر مرخصم کرد صد هزار اصرار کرد که نرم کنکور بدم

بعد که کنکور دادم رفتم بهش گفتم چرا نباید کنکور میدادم

گفت نمیدونم

 

خودتون قضاوت کنید چه زندگی دارم

 

روز آخر کلی از خجالتش در اومدم

و حالشو جا آوردم

میدونی چه طوری

الان میگم

 

یه دارو بود بهم میداد که کلی سر گیجه آور بود

بعد من اونو انداختم تو جایش

یعنی دوستم انداخت

اولاش یکم خواب  آلود بود

میگفت نمیدونه چرا امروز خسته هست

بعد یه آزمایش از خودش گرفتو خوب شد

منم بهش گفتم چی کار کردم

گفتم : بهت گفتم که اگه قرار بمیری عمل هاتو کنسل کنی !

 

بهش بر خورد

کلی گفت من عمل کردم یارو اینهمه گل و شیرینی آورده واسم تو اینجور تشکر میکنی

 

چیزی نگفتم

میخواستم بهش بگم یعنی دوستام واسش گل شیرینی و اینا نیاوردن !!

اما نگفتم

اونم دیگه خودشو جمع کرد و لوس بازی رو گذاشت کنار گفت مهم نیست !!!

 

 

 

دیگه چی بگم

ببین چقدر گفتم

یه کلمه میخواستم بگم کنکور خوب نبود !

به قول دکتر قریب همتون رو زنده به گور کردم بعد دوباره در آوردم تا اینو بگم

 

 

راستی د.د رو یادم رفت بگم

وقتی وب رو تعطیل کردم اس ام اس بازی به اوج خودش رسید تا روزی 20 اس ام اس

من گفتم که بجای خدا حافظ بهتره بگم دوستت دارم چون ما خیر سرمون خدای کوچیک روی زمینیم وباید مثل خدا همه رو دوست بداریم

و خدا چه بگیم چه نگیم حافظمون هست پس بهتر اینو بگم ( نمیدونم مسخره بود دلایل من یا نه )

پردیس عزیزم هم مخففش کرد و شد د.د

دو سه روز پیش واسه فوضولی موبایل دوستمو چک کردم دیدم آخر بیشتر اس ام اس های دریافتیش نوشته د.د

درواقع جهانی شدیم

 

پس

د.د

 )وقت نکردنم شکلک بگذارم ببخشید (


ادامه مطلب
نوشته شده توسط . | موضوع: | لینک ثابت |
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 21:30


امنای وزارت کشور در حال نظارت رایانه ای !

هاشمی شاهرودی از حضور پر شور مردم در دور دوم انتخابات ابراز امید واری کرد (واحد مرکزی خبر )

 

سر به داران !

 

هر خواننده ای بعد از خواندن این متن بلافاصله به این فکر فرو میرود که آیا علت خواصی داشته که یک مقام  

قضایی اینگونه اظهار امید واری میکند

 

ما تحقیق کردیم و به این نتیجه رسیدم که این مسئله اصلا هسته ای است  و مانند تمام مسائل هسته ای طول تاریخ به هیچ وجه تهدید برای کسی نیست و نتیجه این تحقیق را در 7 بند ارائه کردیم

 

  1. سال پیش احمدی نژاد در اقدامی جالب گفت هر که مهر نداره تو شناسنامه اش مثل بچه ی آدم میرود بند 207 ایون و خودش یک لیوان داروی اصلاح داغ نوش جان میکند که  این کار دو کار آید

با خواردن این دارو کلا تمام بدنش اصلاح میشود و دیگه دم از اصلاحات نمیزند(واین امر جیز اق کثیف و زاید یعنی اصلاح از مردم دور میماند ) و دوم اینکه مو های زاید زبانش هم کنده میشود و راحت میشود

 

پس با اون گفته ها دیگه نیازی به این گفته ها نیست و از طرفی چون هیچ کاری در اینجا ( یعنی اینجا ) از محکم کاری نتیجه نمیده پس اصلا اهمیتی نداشته ایشون اینجوری تهدید کنند

 

  1. حضرت آقا هم ی وقتی های اینا رو گفتن و اصلا هم تهدید نکردن چون مردم رای ندادن و اصلا آب از آب تکون نخورد دقیقا انگار که همه رفتن رای دادن
  2. ایشون (آقای شاه رود ) چون اساسا خودشون و رئیس دفترشون هیچ جنگ و پدر کشته گی با مدیر مسئول روزنامه ی جمهوری اسلامی ندارن و نداشتن برای همین اصلا هم مهم نیست که چرا بیخودی برای حبیبی پرونده ساختن یک نوع عادتی کردن که اون (مدیر مسئول روزنامه ی جمهوری اسلامی ) هر چی بگه این ( مدیر مسئول خود جمهوری اسلامی ) بلافاصله بر عکسش نمیگه بنابرین چون اون به این گفته کی رای میده ؟ این به اون گفته اینا ( البته اظهار امیدواری کرده اینا )
  3. چون اصلا تهدید کار خوبی نیست و در پست قبل هم ذکر شده بود که تهدید فقط در زمانی ممکن هست که مجلس درخواست کند و آقا هم تایید کند و گرنه یک میلیمتر تحدید هم جایز نیست !
  4. ایشون معمولا زیاد اظهار امیدواری میکنند مثلا همین هفت هشت روز پیش اظهار امیدواری کردن که در دانشگاهای علوم پزشکی از جسد افغانی ها برای تشریح استفاده نکنند که البته همه انوقت یکمی خندیدن چون ضایع بود و بعد از اینکه مجلس تمام شد خیلی بیشتر خندیدن و اصلا هم تهدید نبود و هیچ ربطی هم به یک چهارم شدن تعرفه پزشکان نداره  الان هم همینه اصلا تهدید نیست .! شک نکنید
  5. در واقع این دلیل مهمترین دلیل هست و به دین مضمون گزارش شده .نامبرده تا کنون هیچ موقعی تهدید نکرده که یا رادان بعدش بلافاصله طرح امینت اچتماعی رو مهم نخونه و یا بلافاصله سال امر به معروف و نهی از منکر نشه پس چون الان نه سال امر به معروف و نهی از منکر هست و نه رادان جیزی گفت من ابراز امیدواری میکنم که تهدید نبوده
  6. اصلا میگه حضور مردم ما تا به حال کم شور بوده یکیش همین دور اول اینقدر شور شد که خان هم گیر داد والا این سری حتما اینقدر شور میشه که مردم به یک نماینده ی که کمتر از پسر خاله ی احمدی نژاد نباشه رای نمیدن

باور کن .!

 

حالا متوجه شدید که من راست میگم و اصلا تهدید در کار نیست

اما از من میشنوید برید رای بدید چون این کار دو فایده داره

اول اینکه اگه رای ندید اصلا مورد غضب خدا (اهوم !) قرار میگرید و شاید خدا رو چی دید یک لیوان دارو ی مو بر هم زدید به بدن

 

دوم اینکه شما چی رای بدید چی رای ندید (گفتن چرا ننوشتم چه و منم میگم چون لهجه ی پولدار اندر فقیر داشتم )در هر حالت حضور پرشور داشتید برای همین بهتره رای بدید که شورش در نیاد

(در کل رای بدید چون کار خوبی است . و رای دادن خوب میباشد . )

 

 در تعقیب مافیا ی اقتصادی

امروز یعنی دیروز یعنی ۴ اردیبهشت ۱۰۸ بازدید کننده ۱۰ نظر

با با نتزسید نظر بدید نمیگیرنتون ! بگید خنده دار بود یا نه

 

نوشته شده توسط . | موضوع: یه حرفهای بدون موضوع یا درد و دل | لینک ثابت |